صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

351

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

حالت منتظره‌اى در او باقى است تا از باب تعلق ثانوى بنابر مذهب مير غياث و اتصال ثانوى بنابر مذهب حكيم محشى به آن نايل آيد ؟ مگر آن كه گفته شود در نفس جهت قوه و حركت و استعداد باقى است و اين حالت را با خود به ملكوت و عالم مبرا و منزه از قوه و استعداد مىبرد . و علت اصلى اعراض حكيم محشى از مسلك مير غياث همان اشكال تناسخ و رجوع تام و تمام به نقص و انقلاب فعل به قوه است ؛ چه آنكه تعلق نفس در دنيا به بدن مادى از امور بديهى البطلان است كما ذكرناه مفصلا . * * * حكيم محشى مكرر تصريح نموده است كه اجزاى بدن با آن كه در وعاى زمان و مكان متفرق است ، با حفظ خصوصياتى كه آن را از اجزاى خاك و ديگر ابدان متميز مىسازد ، به طرف بدن متحرك است و به طرف و جانب روح سيال و روان است . لا بد غايت حركت بدن ، اتصال به نفس است و اول اتصال بدن به نفس آخر سير استكمالى آن مىباشد كه به وجود اخروى متبدل مىشود و ماده و هيولى را در عالم حركات باقى مىگذارد و چون خود او تصريح كرده است كه نفس از مقام خود تنزل ننمايد و دوباره به بدن دنيوى تعلق نمىگيرد ، و گرنه لازم آيد دنيا و آخرت ، در رتبهء واحد ، موجود باشند و ضرورت قائم است بر تفاوت دو نشأت از باب تعرّى آخرت از مادهء منشأ موت و وقوع دنيا در دار مرگ و قوه و تفاسد و زوال و فنا . از ايشان سؤال مىكنيم حركت بدن به حركت جوهرى به سوى نفس ، چه حركتى است حركت نفسانى و منبعث از شوق و عشق نفسانى است و يا حركت طبيعى و منبعث از حاق طبيعت است ؟ اگر حركت طبيعى باشد ( حتما نفسانى نيست ) متحمل اشكالات عديده‌اى خواهد بود و بايد از طريق تبدل به صور معدنى و نباتى و حيوانى در صورت صيصيهء انسانى درآيد و اين ، هم مخالف روايت و هم از حرفهايى است كه ( لم يقل به أحد ) .